جهان در قرن20و اوایل قرن 21 شاهد تغیرات گسترده ای مانند گسترش دولت_ملت ها بوده است.
تغییرات از اصلاحات نظام های سیاسی حتی سبب قدرت بسیار زیاد و سابقه تمدنی ، فرهنگی و حکومتداری تا ظهور بروز نظام سیاسی جدیدی،ایدولوژی متفاوت از سابقه سیاسی خود را برگرفته است.
نبود ثبات امنیت در این مناطق را که از چالش های جدی پیش روی سیاستمداران می باشد می توان مورد بررسی قرار داد.
اول مداخله و تلاش برای بهره برداری متنوع سیاسی،فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی از سوی کشور های بیگانه و همچنین فراهم نبودن بستر مناسب برای دستیابی و پیگیری آمال و خواسته های ملی به دلیل ضعف تصمیم گیری سیاستمداران ، اوضاع نا مناسب داخلی، و بعضا نداشتن درک درست و اصولی از آن چه که بدنبالش هستند را می توان مورد توجه قرار داد.
بنابرین این سوال که چگونه میتوان یک سیستم سیاسی پایدار را از دل نا آرامی ها شکل داد به سوال اساسی پیش روی تحلیل گران مبدل شده است. سیستمی که قادر باشد ضمن تاثیر گزاری و جهت دهی به تقاضا ها و خواسته های روز افزون ملی و بین مللی. آنها را به دامنه تغیرات و تحولات اجتماعی جامعه پایدار همسو نموده و به بهره برداری ملی از آن ها بپردازد.
فرهنگ سیاسی جهت گیری ذهنی ملت ها،گروه های اجتماعی یا افراد به سیاست درست و تا حدی الگوی های رفتار سیاسی را شکل میدهد،نظام باور های مذهبی، نمادهای بیانی،ارزش های اجتماعی،ادراک ذهنی از تاریخ و سیاست،ارزش های بنیادین چگونگی باز نمایی احساس،معرفت ها و تعاملات سیاسی که محصول تجربه خاص تاریخی ملت های و گرو هاست و چهار چوب باز خوردی و رفتاری که نظام سیاسی در آن جای گرفته است را می توان در مفهوم نسبتا گسترده فرهنگ آن جای داد.
در تعریفی دیگر می توان فرهنگ سیاسی را مهم تر از فرهنگ عمومی دانست و در واقع انعکاس فرهنگ عمومی را در فرهنگ سیاسی جامعه میتوان مشاهده کرد.
به عنوان نمونه بی اعتمادی ممکن است یکی از مولفه ای رفتاری ما ایرانیان در فرهنگ عمومی باشد که تجلی آن را با کمی دقت می توان در فضای سیاسی بین سیاستمداران مشاهده کرد.
بنابرین برای صدور تحلیل فضای سیاسی یک جامعه می بایست که به تحلیل همه ابعاد موجود در فضای جامعه شناسی مردم شناسی هنر ارتباطات یک جامعه پرداخته شود و به درک درستی از فضای فرهنگ سیاسی و روند مورد نظر سیاسی رسید |