به گزارش ایران دیپلماتیک به نقل از خبرگزاری صدای افغان، طالبان از آن دست گروه هایی است که با انعطاف پذیری، میانه روی و اتخاذ رویکردهای معقول و متعادل، فاصله ای فراوان دارد.
مشی و مشرب این گروه در موضع گیری های سیاسی و عملکردهای نظامی، بربیناد منطق سخت افزارانه میلیتاریستی تنظیم شده است.
این امر از دو جهت می تواند شاخصه اصلی این گروه به حساب آید: یکی از این جهت که این گروه با خشونت و زبان و ادبیات و سخت افزارانه و نظامی، به اهداف خویش تا حدودی دست یافته و توانسته است تا در طی 15 سال اخیر تاریخ سیاست این سامان، حضوری محسوس و اثرگذار داشته باشد و دوم اینکه اکنون این گروه در موضع قدرت، قرار دارد و به آسانی قادر است تا نهادهای سیاسی و امنیتی داخلی و خارجی را به چالش کشیده، دچار آسیب کرده و تهدیدهای خود را به راحتی در عمل پیاده کرده و به مورد اجرا و اعمال بگذارد.
این قدرت از دو جهت می تواند به طالبان نسبت داده شود: یکی اینکه این گروه با حمایت های داخلی و خارجی و با استفاده از فضای حساسیت برانگیز به وجود آمده در جامعه افغانستان از عملکردهای اشتباه آمیز نیروهای خارجی و دولت افغانستان، توانسته است نفوذ اجتماعی خویش را در لایه های درونی جامعه افغانستان تعمیم و تسری دهد.
از سوی دیگر، ضعف، انفعال، عدم استقلال عمل و بحران مدیریت موجود در دولت، موجب شده تا فرصت و فضا برای مانورهای طالبانی فراهم شده و دولت نیز به دلیل ضعف و کنش پذیری و یا عوامل و انگیزش های غیر ملی دیگری نظیر قوم گرایی دولتمردان و...در قبال این گروه، از سیاست ها و رویکردهای انعطاف پذیرانه پیروی کرده و آن گروه را به تداوم رویکرد و روش همیشگی خویش، تشجیع و تشویق کند.
در همه حال، آنچه اکنون از سوی این گروه مشاهده می شود، همگی مبتنی بر نوعی رویکرد تهاجمی است و این دولت و نیروهای خارجی اند که در قبال عملکردهای سیاسی و عملیات های نظامی این گروه، کنش پذیرانه و عکس العملی برخورد می کنند و تا زمانی که موازنه ای میان این دو طرز برخورد، ایجاد نشود، بسیار بعید و دور از انتظار به نظر می رسد که بتوان به چارچوبی مطلوب و قابل قبول در زمینه صلح و تفاهم و پایان جنگ و خشونت، دست یافت.
گزارش ها حاکی است که دولت افغانستان به کمک ریش سفیدان محلی با طالبان، به تازگی به توافقی دست یافته که طی آن، این گروه در قبال افزایش مضامین دینی در سیستم تعلیمی مکاتب پسرانه از سوی وزارت معارف افغانستان، دست از حمله بر این مکاتب، برخواهند داشت.
این در حالی است که همزمان با انتشار این خبر، گزارش هایی نیز منتشر شد مبنی بر اینکه طالبان نخستین نمایندگی رسمی سیاسی خود را در کشور عربی قطر، ایجاد کرده اند؛ امری که در صورت درست بودن، طبیعتا باید با استقبال گرم دولت افغانستان روبرو می شد؛ اما به دنبال انتشار این خبر، رسانه ها از قول مقام های دولتی افغانستان، گزارش دادند که افغانستان سفیر خود را از قطر در اعتراض به این امر، فراخوانده است.
تاکنون به درستی صحت و سقم ماجراهای مربوط به قطر، روشن نیست؛ اما آنچه مسلم است این است که این گروه، همچنان سلاح در دست دارد و با استفاده از این اهرم فشار گرم، می خواهد به اهداف خود دست پیدا کند.
پرسش این است که آیا فراهم آوری زمینه بازگشت طالبان به زندگی صلح آمیز و مبارزه سیاسی برای کسب قدرت، بدون خلع سلاح این گروه، می تواند موثر باشد؟
حتا اگر این سلاح ها جمع آوری شوند، چه ضمانتی وجود دارد که منابع تامین و تجهیز این گروه، دیگر قادر به احیای مجدد بازوی نظامی طالبان در صورت عدم توفیق در مبارزه سیاسی نباشند؟
پاسخ مثبت به این پرسش ها با تردیدهای جدی مواجه است؛ بنابراین و با توجه به این پرسش ها، به نظر می رسد تا زمانی که طالبان، اهرم نظامی در اختیار دارند و از طرفی منابع تامین و تجهیز آن گروه، بسیار فعال و موثر عمل می کنند، این گروه همچنان از دولت و نیروهای خارجی به قیمت حیات و امنیت و معیشت مردم افغانستان، باج خواهند گرفت و هرگز نمی توان به انعطاف پذیری یا میانه روی از سوی آنان، باور داشت. |