خلیج فارس یکی از مناطق مورد مناقشه و ژئواستراتژیک در جهان بوده که بخش های مهمی از آن از دست اندازی غرب تا کنون دور مانده است.
ایران به موازات انقلاب اسلامی در سال 1979 با اعلام هویتی تازه، خود را از دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس جدا کرد به طور که با توجه به تئوری موازنه قوا می توان اختلافات ایدئولوژیکی و اهداف تعریف شده سیاست خارجی کشورهای عرب خاورمیانه را در یک کفه و سیاست خارجی جمهوری اسلامی را در کفه دیگری قرار داد.
به همین علت و با توجه به این مساله مهم، صف بندی های سیاسی و استراتژیک در منطقه نفت خیز خلیج فارس وارد فاز تازه ای شد که خرید سلاح این بار نه به جهت مقابله با کمونیسم بلکه برای یک مقابله دور از ذهن منطقه انبار های تسلیحاتی اعراب را پر و چرخ های اقتصاد سرمایه داری وابسته به فروش اسلحه را در حالت چرخش حفظ کرد.
باورهای غلط در دهه 1990 که از تفکرات آرمانی پس از فروپاشی شوروی نشاط می گرفت اکنون به بخش های از تاریخ مبدل شده و جنگ به عنوان پدیده ای شوم، کماکان در صدر اخبار جهان قرار دارد.
دیکتاتوری، دشمن، درآمد هنگفت نفتی، سرسپردگی حکام، سلاح و جنگ مفاهیمی هستند که در خاورمیانه عربی قابل مشاهده بوده و غرب با استفاده از این ساختار تلاش می کند فضاهای موجود را در حالت سکون نگه دارد.
در طول سه دهه گذشته جنگ چه به صورت لفظی و چه به شکل حقیقی بخشی از دیپلماسی و گفتمان رایج در منطقه خاورمیانه بوده است به طوری که اکنون تنها در آفریقا و خاورمیانه شاهد جنگ به مفهوم کلاسیک آن هستیم.
اگر ساخت تسلیحات را به عنوان فرضی برای تحرک اقتصاد در نظر بگیرم فروش آن و واهمه از جنگ ابزاری برای متقاعد کردن دیگران به خرید و تحمیل اراده به حریف خواهد بود و برخی از خریداران اقدام خود را تضمین کننده صلح ارزیابی می کنند.
خرید تسلیحات در خلیج فارس از دو منظر جنگ و موازنه قوا قابل بررسی است که با در نظر گرفتن واقعیت های موجود حفظ توازن و ترس از جنگ های متعدد منطقه ای بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.
آمریکا و قرارداد های تسلیحاتی منطقه
بمب های بتن شکن نخستین بار در سال 2003 در خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفتند به طوری که در جریان سقوط صدام حسین این سلاح توانست انتظارات را بر آورده کند.
پس از این موفقیت آمریکایی ها بازاریابی سلاح های جدید خود را آغاز کردند که اسرائیل و امارات در صف نخست خریداران این تسلیحات قرار گرفتند. اما هنوز بزرگ ترین خریدار تسلیحات از ایالات متحده پادشاهی سعودی است که به تازگی 60 میلیارد دلار برای نوسازی ناوگان هوایی اش برنامه ریزی کرد که شامل خرید جنگنده های پیشرفته اف – 15 است. این هواپیما ها قادرند بمب های قوی با قدرت 2000 پوند را حمل کنند.
تحرکات آمریکا در منطقه محدود به عربستان نماند به طوری که این کشور تلاش های جدی را برای جلب مشتریان دیگر همچون عمان در دستور کار خود قرار داد که بر اساس گزارش پنتاگون موشک های زمین به زمین ، زمین به هوا ، هوا به هوا و موشک های میان برد و برد کوتاه و در نهایت موشک های استینگر بخشی از سبد پادشاهی عمان است.
آمریکایی ها با ترساندن کشورهای منطقه از قدرت ایران تلاش هایی برای ایجاد یک سامانه یکپارچه موشکی در برنامه خود قرار داده اند که سپر ضد بالستیکی از بخش های مهم آن است.
از خریداران بزرگ تسلیحات آمریکایی در خاورمیانه امارات متحده عربی است که با خرید جنگنده های اف – 16 که قادرند موشک های "بتن شکن" را حمل کنند، بازار تازه ای برای شرکت های آمریکایی گشوده و بوئنیگ با وجود ساخت بمب، مسئول نگهداری جنگنده های آمریکایی را نیز در دستور کارش می بیند.
امارات برنامه ای را برای افزایش حجم ذخیره نظامی خود در نظر گرفته است که 4900 موشک تازه نمونه ای از آنهاست.
آمریکا هم به تازگی برنامه فروش تسلیحات 53 میلیارد دلاری به بحرین را به حالت تعلیق در آورده است اما این برنامه نیز می تواند در کنار خرید های 67 میلیارد دلاری عربستان سعودی بار دیگر به جریان بیافتد.
همان طور که لئون پانتا ـ وزیر دفاع آمریکا به تازگی بار دیگر ایران را به عنوان تهدید اصلی نیروهای ایالات متحده در منطقه دانسته و به نظر می رسد با دیگر شاهد رشد خرید های تسلیحاتی کشورهای خاورمیانه باشیم.
نتیجه گیری
خاورمیانه در صلحی شکننده قرار دارد به طوری که نیروهای فرامنطقه ای مانند آمریکا در تلاشند تا روند تحولات به سوی آزادی را در این بخش از جهان کانالیزه کنند.
جهت دهی به تحولات از سوی آمریکایی ها با رونمایی از سناریوی "خطر جدی ایران" بزرگ ترین خرید تسلیحاتی منطقه در زمان صلح را که شامل 123 میلیارد دلار است که در 4 سال آینده محقق می شود.
آمریکایی ها با کویت، عربستان، عمان و امارات قراردادهای نظامی بسته اند که کویت با 7 میلیارد دلار کمترین خریدار تسلیحات آمریکایی است.
شرایط جدید در منطقه را می توان به نظام امنیتی پس از جنگ عراق نام گذاری کرد که در آن صادرات انرژی و امنیت آن در کنار بازی های سیاسی در اولیت اصلی قرار دارند. |