بان کی مون،دبیرکل 67 ساله سازمان ملل،درحالی دومین دور مسوولیت خود را آغاز می کند که بسیاری کارنامه او در پنج سال گذشته را منفعلانه و خاموش ارزیابی می کنند.
پیش از بررسی عملکرد بان کی مون در دوره اول مسوولیت خود،بد نیست نگاهی به وظایف و اختیارات دبیرکل سازمان ملل متحد بیاندازیم و در ادامه نگاهی موشکافانه به فعالیت دبیرکل فعلی این سازمان که برای یک دوره دیگر سکان هدایت این نهاد بین المللی تاثیر گذار را عهده دار خواهد بود، داشته باشیم .
** دبیرکل سازمان ملل
دبیرکل سازمان ملل متحد، یک شخصیت قدرتمند بین المللی است که بر عملکرد روزانه سازمان نظارت می کند و در تعیین دستور کار این نهاد بین المللی نقشی مهم دارد. دبیرکل می تواند هر موضوعی که امنیت جهانی را تهدید می کند به شورای امنیت ارجاع دهد. این اختیار هم برای دبیرکل تعریف شده که به عنوان میانجی بی طرف در نزاع های بین المللی دخالت کرده و طرف های متخاصم را پای میز مذاکره بنشاند.
نظر شخصی دبیرکل سازمان ملل درباره یک مشکل سیاسی، اغلب به تدوین قطعنامه پیرامون آن مشکل منتهی می شود. برای مثال در دهه 90 میلادی، پطرس غالی، دبیرکل وقت سازمان ملل، شخصا در نزاع های سومالی و یوگوسلاوی دخالت کرد و تاثیرگذار شد. در دهه 80 هم خاویر پرز دکوئیار، بیشتر مشکلات سیاسی آمریکای مرکزی را مورد توجه قرار می داد.
کوفی عنان که از سال 1997 تا 2006 دبیرکلی سازمان ملل را برعهده داشت، اهل غنا و نخستین دبیرکل این سازمان از کشورهای زیر صحرای آفریقا بود. وی توجه بسیاری به کنترل بیماری AIDS نشان داد و در دوره او بیشترین بودجه ها و پروژه ها برای مهار این بیماری کشنده تدارک دیده شد.
عنان در عین حال نخستین دبیرکل سازمان ملل متحد بود که به عنوان یکی از کارکنان قدیمی از درون سازمان رشد کرده و به بالاترین مدارج رسیده بود.
پطرس غالی از مصر که همزمان با فروپاشی بلوک شرق و قدرت گرفتن غرب در عرصه جهانی (1992) به دبیرکلی سازمان منصوب شده بود، همچنین به خاطر تلاش هایش برای کاستن از قدرت ابرقدرت ها و افزایش تمرکز بر تقویت جایگاه سازمان ملل متحد مشهور بود. ایالات متحده آمریکا درست به همین دلیل و نیز به خاطر صراحت لهجه ای که غالی داشت، در سال 1996 انتخاب مجدد وی به این سمت را وتو کرد.
دبیرکل سازمان ملل متحد توسط شورای امنیت نامزد و با رای مجمع عمومی به این مقام گمارده می شود. دبیرکل باید در انجام وظایف خود بی طرف باشد و به کشورهای عضو سازمان ملل اتکا کند. دوره ریاست دبیرکل 5 ساله و قابل تمدید است، اما بر اساس سنت و یک قانون نانوشته،دبیرکل جدید سازمان ملل پس از دو دوره خدمت از یک منطقه متفاوت جغرافیایی برگزیده می شود.
1. کارهای ناتمام بان کی مون.
1-1. نشست کپنهاگ
نشست کپنهاگ، در واقع همایش تکمیلی پیمان کیوتو محسوب می شود. کاهش گازهای گلخانه ای و کنترل گرمایش زمین، هدف اصلی پیمان کیوتو بود که در سال 1997 به تصویب رسید و بیش از 130 کشور جهان آن را تایید کردند.
بر اساس این پیمان که از فوریه 2005 الزام آور شد،کشورهای توسعه یافته و صنعتی موظف شدند سیاست هایی را برگزینند که تا سال 2012، انتشار گازهای دی اکسید کربن، متان، اکسید نیتروس، هیدروفلورو کربن ها، و هگزافلورید سولفور در این کشورها نسبت به سال 1990 دست کم 5 درصد کاهش یابد.
پیمان کیوتو بسیار انعطاف پذیر بود و به دولت ها اجازه می داد هر روشی را که بر اساس مصالح کشور خود 'برتر' تشخیص می دهند برای دست یافتن به هدف یادشده برگزینند.
گرچه این پیمان از همان آغاز با کارشکنی برخی کشورهای صنعتی (به ویژه آمریکا) روبرو شد، اما عموما از آن به عنوان نقطه عطفی در تلاش جهانی برای کاهش گازهای گلخانه ای یاد می شود.
هدف از پیمان کپنهاگ در سال 2009 در واقع این بود که رویکرد زیست محیطی کشورهای جهان برای سال های پس از 2012 ترسیم شود. مقدمات این نشست، در کپنهاگ دانمارک و با برگزاری نشست سران اقتصادی جهان برای گرمایش زمین در ماه مارس انجام شد. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل،با حضور در این نشست، از شرکت کنندگان خواست تا در اجلاس تغییرات آب و هوا که در ماه سپتامبر در نیویورک برگزار می شد مشارکت کنند.
درست از همین زمان بود که ایالات متحده ابتکار عمل پیمان کپنهاگ را در دست گرفت و پیش نویس معاهده پیمان مبارزه با آلودگی هوا را آلوده کننده ترین کشورهای جهان تهیه کردند. به استثنای آفریقای جنوبی، چهار کشور دیگر تهیه کننده پیش نویس، یعنی چین، آمریکا، هند و برزیل در جدول تولیدکنندگان گازهای گلخانه ای جهان به ترتیب مقام های اول، دوم، پنجم و هفتم را به خود اختصاص داده اند.
در حالی که پیشنهاد نخستین کشورهای شرکت کننده در همایش کپنهاگ تعیین سقف 1.5 درجه ای برای افزایش دمای زمین بود، این سقف در نهایت به 2 درجه افزایش یافت. اما عجیب ترین بندهای پیمان کپنهاگ، عدم تعیین راهکار برای رسیدن به این هدف و جالب تر، الزام آور نبودن آن است. پیمان، از کشورهای صنعتی می خواهد که به طور داوطلبانه تعهداتی برای کاهش گازهای گلخانه ای بپذیرند.
همچنین بر اساس پیمان کپنهاگ، کشورهای توسعه یافته متعهد شدند تا سال 2020دستکم یکصد میلیارد دلار به کشورهای درحال توسعه بپردازند تا این کشورها بتوانند با انتشار گازهای گلخانه ای و جنگل زدایی در قلمروی خود مبارزه کنند. کارشناسان با توجه به سابقه تعهدهای پیشین کشورهای صنعتی به ویژه در قالب گروه 8، دست یابی به چنین رقمی را هم بسیار بعید می دانند.
پس از امضای معاهده،بان کی مون، ضمن پشتیبانی از توافق مورد حمایت واشنگتن، از آن با عنوان 'قدم اول' ابراز خشنودی کرد؛ حال آنکه قدم اول، 'پیمان کیوتو' بود و معاهده کپنهاگ را در بهترین شرایط می توان یک قدم به عقب دانست.
نتیجه پژوهش های علمی هم به تدریج نشان داد که پیمان کپنهاگ نمی تواند حتی به هدف های حداقلی خود دست یابد:
در همایش علمی دانشگاه MIT در فوریه 2010، هنری جاکوبی پیش بینی کرد که اگر کشورهای جهان به تعهدات داوطلبانه خود تا آن تاریخ عمل کنند، انتشار گازهای گلخانه ای بیش از حدی می شود که بتوان به افزایش تنها 2 درجه سانتیگراد به دمای زمین امیدوار بود.
در مارس 2010، نیکلاس استرن در سخنرانی علمی خود در دانشکده اقتصاد لندن یادآور شد که برای حفظ سقف 2 درجه ای، انتشار گازهای گلخانه ای در سال 2020 باید حداکثر 44 گیگاتن باشد، حال آنکه بر اساس تعهدهای داوطلبانه ای که تا آن تاریخ اعلان شده بود، این حجم در سال 2020 حدود 50 گیگاتن ارزیابی می شد.
پس از آن مقاله ای علمی در مجله تخصصی Environmental Research Letters نشان داد تعهدهای پیمان کپنهاگ به افزایش 4.2 درجه ای دمای زمین تا یکصد سال آینده منجر خواهد شد.
اواخر سال 2010 نیز، سالنامه «چشم انداز انرژی جهان» وابسته به آژانس بین المللی انرژی (IEA) پیش بینی کرد که تعهدات داوطلبانه کشورها در نهایت به افزایش 3.5 درجه ای دمای زمین منجر شود.
2-1. اهداف توسعه هزاره
اهداف توسعه هزاره،برنامه ای است که گرچه از دوران دبیرکلی کوفی عنان برای بان کی مون به ارث رسیده، اما 'بان' همواره از آن به عنوان یکی از دغدغه های اصلی خود یاد کرده است.
این برنامه شامل هشت هدف، چندین نشانه و جزییات است که اهداف و نشانه ها در ادامه آورده شده اند:
هدف 1: ریشه کن کردن فقر و گرسنگی شدید
نشانه 1A: به نصف رساندن جمعیت کسانی که کمتر از 1 دلار در روز درآمد دارند.
نشانه 1B: توسعه مشاغل شایسته برای زنان، مردان و جوانان.
نشانه 1C: کاهش 50 درصدی جمعیت کسانی که از گرسنگی رنج می برند.
هدف 2: دسترسی جهانی به آموزش ابتدایی
نشانه 2A: تا سال 2015، همه کودکان، دختر و پسر، در سراسر جهان بتوانند دوره آموزش ابتدایی را سپری کنند.
هدف 3: پیشبرد برابری جنسی و تقویت زنان
نشانه 3A: حذف نابرابری تحصیلی در مقاطع ابتدایی و متوسطه تا سال 2005 و در همه مقاطع تا سال 2015
هدف 4: کاهش مرگ و میر کودکان
نشانه 4A: کاهش دوسوم از آمار مرگ و میر کودکان زیر 5 سال نسبت به سال 1990 تا سال 2015
هدف 5: پیشرفت بهداشت مادران
نشانه 5A: کاهش سه چهارم از آمار مرگ و میر مادران در هنگام زایمان، نسبت به سال 1990 تا سال 2015
نشانه 5B: دسترسی جهانی به استانداردهای بهداشت تولید مثل.
هدف 6: مبارزه با ایدز، مالاریا و دیگر بیماری های فراگیر
نشانه 6A: توقف گسترش ویروس HIV تا سال 2015 و آغاز روند معکوس.
نشانه 6B: دسترسی جهانی به درمان HIV/AIDS برای همه تا سال 2010.
نشانه 6C: توقف گسترش مالاریا تا سال 2015 و آغاز روند معکوس.
هدف 7: تضمین پایداری زیست محیطی
نشانه 7A: ادغام عوامل توسعه پایدار در سیاست های داخلی کشورها و بازیابی منابع زیست محیطی.
نشانه 7B: کاهش روند از بین بردن تنوع زیستی تا سال 2010.
نشانه 7C: کاهش 50 درصدی جمعیت کسانی که به منابع پایدار آب آشامیدنی بهداشتی و سامانه زهکشی فاضلاب دسترسی ندارند.
نشانه 7D: بهبود چشمگیر وضعیت زندگی دست کم یکصد میلیون زاغه نشین تا سال 2020.
هدف 8: گسترش مشارکت برای توسعه
نشانه 8A: گسترش نظام های مالی آزاد، قانونمند، قابل پیش بینی و بدون تبعیض.
نشانه 8B: توجه به نیازهای کشورهایی که از کمترین شاخص های توسعه یافتگی برخوردارند.
نشانه 8C: توجه به نیازهای 'کشورهای در حال توسعه محصور در خشکی' و 'کشور-جزیره های در حال توسعه'.
نشانه 8D: حل و فصل جامع مشکل بدهکاری کشورهای درحال توسعه به منظور جلوگیری از نوسان نرخ بدهی ها.
نشانه 8E: همکاری با شرکت های داروسازی برای دسترسی ارزان قیمت به داروهای اساسی در کشورهای درحال توسعه.
نشانه 8F: گسترش بهره مندی از فن آوری های نو به ویژه در حوزه اطلاعات و ارتباطات با همکاری بخش خصوصی.
اوایل سال 2008، آقای بان کی مون در حاشیه همایش داووس سوییس، برنامه های خود برای پیشبرد اهداف هزاره را تبیین کرد. وی با اشاره به اینکه هم اکنون در هر 5 ثانیه، یک کودک از گرسنگی جان می دهد، برای دو سوم از جمعیت جهان یک لیوان آب آشامیدنی بهداشتی، چیزی لوکس محسوب می شود و هر سال یک میلیون نفر در اثر ابتلا به بیماری مالاریا می میرند، از رهبران جهان خواست که اهداف هزاره را در دستور کار خود برای نشست مجمع عمومی سازمان ملل در آن سال قرار دهند.
عملکرد سازمان ملل در طی این سال ها به گونه ای بوده است که مجله آمریکایی تایم چند روز پیش با اشاره به انتصاب مجدد بان کی مون به دبیرکلی سازمان ملل نوشت 'بان، اهداف توسعه هزاره را از سلف خود به ارث برد و با توجه به انتخاب مجدد او به این سمت، آقای بان در سال 2015 یعنی زمانی که اهداف هزاره تقریبا به یقین شکست می خورند، در مسند سازمان ملل خواهد بود.'
3-1. بحران های سیاسی
فیلیپه بولوپیون، از سازمان دیده بان حقوق بشر در نیویورک، به تازگی در اظهاراتی که در تلوزیون بلومبرگ هم بازتاب داشت گفته است 'ما در گذشته از بان به خاطر نوع برخورد با موضوعات مربوط به حقوق بشر به ویژه در کشورهایی مانند برمه، چین و سریلانکا، انتقاد کرده ایم. اما او در مورد ساحل عاج، مصر، لیبی و برخی دیگر از کشورهای عربی موضع گیری های قوی تری داشته است.'
در ارتباط با این سخنان فیلیپه بولوپیون که از یک منظر شاید درست هم به نظر برسد، باید به دو نکته توجه داشت:
1 – برمه، چین و سریلانکا در اولویت اول کشورهای غربی نیستند. ساحل عاج برای فرانسه، لیبی برای اتحادیه اروپا و مصر و سوریه برای ایالات متحده آمریکا اهمیت حیاتی و فوری داشته است.
2 – نوع ورود و موضع گیری بان کی مون در ارتباط با کشورهای یادشده سازنده نبوده است. موضع گیری وی در ارتباط با لیبی را می توان یک شاخص مناسب برای سنجش عملکرد سیاسی وی در حوزه بحران های بین المللی دانست.
بان کی مون برخلاف همه دبیرکل های پیش از خود که همواره بر راهکارهای سیاسی برای حل بحران های بین المللی پای فشرده اند، در همان آغاز بحران لیبی، از عملیات نظامی برای پشتیبانی از مردم دفاع کرد. اما پس از پیچیده شدن بحران وی عملا از عرصه لیبی کنار کشید و ابتکار عمل را به دست ناتو سپرد.
بان کی مون در پیامی که دو هفته پیش برای سومین نشست 'گروه تماس برای لیبی' فرستاد به جای ارایه راهکار و هدایت گروه، گزارش خبری ارایه داد و نوشت 'نبرد میان نیروهای وفادار به دولت لیبی و مخالفان ادامه دارد. عملیات ناتو برای محافظت از مردم غیرنظامی موثر بوده است. اما مسلم است که هیچ راه حل فوری برای بحران وجود ندارد؛ مشکل به زودی پایان نخواهد یافت.'
پاراگراف بالا از پیام بان کی مون را اینگونه می توان ترجمه کرد: من شکست خوردم و هیچ راه حلی به نظرم نمی رسد.
2- کارهای انجام نشده
1-2. بحران بحرین
از زمان آغاز اعتراض های مردم بحرین به حکومت (بهمن 89) تاکنون، دست کم 35 نفر توسط نیروهای دولتی کشته شده اند و از 24 اسفند هم با اعلام حکومت نظامی، فضای امنیتی در این کشور بیش از پیش حکم فرما شده است.
تاکنون دهها نفر در دادگاه ویژه ناآرامی های بحرین محاکمه شده اند که دادگاه برای دو نفر از فعالان سیاسی حکم اعدام صادر کرده است.
به نظر می رسد انتظار از دبیرکل سازمان ملل متحده در قبال کشتار ده ها غیرنظامی در بحرین و سرکوب گسترده مخالفان باید چیزی بیشتر از 'دعوت به خویشتنداری' یا 'ابراز نگرانی نسبت به احکام حبس طولانی مدت برای معترضان' باشد.
2-2. بحران یمن
در ارتباط با یمن هم دبیرکل سازمان ملل موضعی منفعلانه برگزید و راه را برای مداخله آشکار کشورهای دیگر در امور داخلی یمن بازگذاشت. بخشی از مصاحبه بان کی مون با مجله کریستین ساینس مانیتور در 23 مارس (سوم فروردین) امسال در این مورد می تواند راهگشا باشد:
خبرنگار: آیا شما از علی عبدالله صالح می خواهید که از قدرت کناره گیری کند؟
بان کی مون: آینده هر رهبر یا نظام سیاسی باید توسط مردم کشورش تعیین شود. آنچه من از وی، به عنوان رییس جمهور یمن، می خواهم این است که اصلاحات را در پیش گیرد.
خبرنگار: بله. ولی او بعضی اصلاحات را پیشنهاد داد و مخالفانش گفتند که این کافی نیست...شما از او چه می خواهید؟ آیا از او می خواهید که استعفا دهد؟ اگر او کاری کند که معمر قذافی در لیبی کرد و مردم بیشتری را بکشد، آیا فکر می کنید شورای امنیت باید همان کاری را کند که در مورد لیبی کرد؟
بان کی مون: این چیزی است که شورای امنیت باید تشخیص دهد. چیزی که من می خواهم این است که او با حوصله و انعطاف پذیری وارد مذاکره همه جانبه (با مخالفان) شود. قدرت یک رهبر از سوی مردم به او داده می شود و...
خبرنگار: آیا شما می خواهید که به یمن بروید و برای گشودن باب مذاکره میان علی عبدالله صالح و مخالفانش تلاش کنید تا جلوی خونریزی های بیشتر گرفته شود؟
بان کی مون: من دارم اوضاع را با دقت پیگیری می کنم. من در بیانیه هایم خواستار خویشتنداری شده ام. من کشتن مردم با شلیک مستقیم را محکوم کرده ام. بنابراین چنین چیزی دوباره قابل قبول نیست.
3-2. فلسطین و رژیم صهیونیستی
تا زمانی که مذاکرات سازش، درست یا نادرست، وجود خارجی داشت دبیرکل های سازمان ملل تلاش می کردند ابتکار عمل را در اختیار کشورهای میانجی (عمدتا آمریکا و اروپا) قرار دهند. از سال گذشته که این مذاکرات به دلیل ادامه شهرک سازی های قومی و نژادی صهیونیست ها در اراضی اشغالی فلسطینیان کاملا متوقف شد، گروه فتح و سران تشکیلات خودگردان فلسطین که تا پیش از آن، از مذاکرات صلح پشتیبانی می کردند، از سازمان ملل خواستند که ابتکار عمل را به دست گیرد.
سلام فیاض، نخست وزیر تشکیلات خودگردان از همان زمان، طرح خود برای شناسایی کشور مستقل فلسطینی در مجمع عمومی سازمان ملل را با جدیت پیگیری کرد و در این زمینه توانست نظر مساعد 104 کشور، از جمله برخی کشورهای اروپایی و حتی آمریکایی مانند برزیل، آرژانتین و اروگوئه را هم جلب کند.
اما آخرین موضع آقای بان کی مون، تایید راه حل تاسیس دو کشور مستقل و تاکید بر ضرورت از سر گیری مذاکرات سازش بوده است. این دقیقا موضع فعال رهبران سیاسی واشنگتن و برلین محسوب می شود. وزیر خارجه و وزیر توسعه آلمان در سفر اخیر خود به فلسطین (24 خرداد) به مقام های خودگردان پیشنهاد کرده بودند که به جای طرح شناسایی فلسطین، پیش نویس قطعنامه ای را به سازمان ملل ارایه کنند که خواستار تشکیل دو کشور مستقل بر اساس مرزهای سال 1967 شده باشد.
وقتی 104 کشور عضو سازمان ملل ابتکار تازه ای را تایید می کنند، دبیرکل سازمان ملل باید مواضع خود یا حداقل نوع بیان مواضع خود را تغییر دهد. این انتظار دستکم در میان رهبران عرب، وجود دارد که بان کی مون از تکرار مواضع مربوط به دوران مذاکره خودداری کند و موضعی فعال در قبال این تحول جدید برگزیند.