شبح جنگ در حالی بر شبه جزیرهی کره سایه انداخته که دو کشور تا دو سال قبل و پیش از روی کار آمدن رئیس جمهور راست گرای کرهی جنوبی و تحولات سیاسی به وجود آمده در آن همکاریهای مسالمتآمیزی به ویژه در زمینه تجاری داشتند، اما پس از آن که رد پای آمریکا در کرهی جنوبی پررنگ شد و رویکرد سیاسی سئول به سمت واشنگتن تغییر جهت داد، همسایهی شمالیاش نیز سر ناسازگاری گذاشته و تنش در روابط دو کشور قوت گرفت.
روزنامهی اماراتی البیان، در تحلیلی تحت عنوان "طبلهای جنگ در شبه جزیره کره" به قلم یک روزنامهنگار روسی نوشت:
«تبادل آتش بین پیونگ یانگ و سئول در 23 نوامبر، رویدادی غافلگیر کننده نبود و نمیتوان آن را برخوردی جدید برای این منطقه دانست.
تنش موجود در روابط دو کشور به ویژه بحث تبادل آتش از سالها پیش وجود داشته و همچنان ادامه دارد.
بسیاری از کارشناسان، کرهی شمالی را مسئول اول بحرانی شدن این وضعیت پس از بمباران جزیره عاری از سلاح یون پیونگ میدانند. اقدامی که بنا به نظر این کارشناسان، کرهی جنوبی را به دفاع از خویش وا داشت.
این کارشناسان معتقدند، پناه بردن پیونگ یانگ به بمباران همسایهی جنوبیاش در واقع نوعی تلاش از سوی دولت کرهی شمالی جهت نهایی کردن بحرانی است که بین این دولت و مخالفانی که بر ضرورت تکیه بر آزادیهای سیاسی و جذب سرمایهگذاریهای خارجی تاکید دارند، وجود دارد.
علاوه بر این، تغییرات سیاسی در کرهی جنوبی پس از به قدرت رسیدن لی میونگ باک، رئیس جمهور راستگرای این کشور و تلاش وی برای نزدیک شدن به واشنگتن نیز در افزایش تنش بین دو کره دخیل بوده است؛ تلاشی که با پاداش واشنگتن به سئول مبنی بر پذیرش میزبانی این کشور برای نشست گروه 20 همراه بود.
واشنگتن علاوه بر این اقدام، به کرهی جنوبی وعده داده که سال آینده میزبان کنفرانس بینالمللی هستهای باشد و در مقابل سئول نیز به آمریکا اجازه میدهد تا 40 هزار نیرویش را در کرهی جنوبی در پایگاههای نظامی مستقر کند، آن هم در شرایطی که پایگاه نظامی آمریکا در ژاپن از مشکلاتی همچون درخواستهای شدید مردمی و حزبی مبنی بر کاهش تعداد این پایگاهها در ژاپن رنج میبرد.
از سوی دیگر، روند مذاکرات بین پیونگ یانگ و سئول نشان میدهد که امکان عملی ایجاد تفاهم بین دو طرف وجود دارد و بیش از 200 شرکت کرهی جنوبی در زمینهی تجاری با کرهی شمالی همکاری دارند. حجم مبادلات تجاری دو کشور نیز 254 میلیون دلار است و طرحهای اقتصادی مشترکی بین دو کشور اجرا شده که از جملهی آن منطقهی گردشگری کیون سانگ، منطقهی صنعتی کیسونسک و خط آهن است.
روابط بین دو کره پس از روی کار آمدن لی میونگ باک در کرهی جنوبی از دو سال پیش تا کنون بحرانی شد؛ یعنی همان زمانی که از همکاری با کرهی شمالی پیش از حل و فصل مشکل هستهایاش سر باز زد و از پیونگ یانگ خواست تا از برنامه هستهای نظامیاش صرف نظر کند.
اما روند تحولات و رویدادهای سیاسی نشان میدهد که این مساله تنها در این موضوع خلاصه نمیشود، بلکه باید به مساله بحران بین واشنگتن و پیونگ یانگ نیز بازگردیم؛ بحرانی که نتیجهی عدم پایبندی آمریکا به توافقهایش با کرهی شمالی و پافشاری دولت پیونگ یانگ بر ساخت موشکهای بالستیک است.
در آن زمان غرب هیچ تلاشی برای حل و فصل این بحران از طریق راهکارهای میانه و درک نیازهای کرهی شمالی نکرد بلکه برعکس به تجهیز کرهی جنوبی به سلاح و تجهیزات نظامی و حمایت اقتصادی از آن روی آورد، با وجود این که خواستههای کرهی شمالی بسیار کمتر از بودجههای تسلیحاتی برای همسایهی جنوبیاش بود.
اما به نظر میرسد که واشنگتن نمیخواهد از بازی وحشتی که پیونگ یانگ برای همسایهاش به راه انداخته و موجب شده که این کشور به آغوش آمریکا پناه برده و از آن طلب حمایت و کمک کند، خود را کنار بکشد.
در آن سو، موضعگیری چین در این خصوص که معتقد است مانورهای نظامی آمریکا و کرهی جنوبی در نزدیکی شبه جزیرهی کره به افزایش تنش در این منطقه منجر شده، حقایق تعامل غرب با پروندهی بحران شبه جزیره کره را فاش کرد.
واشنگتن نیز ناوهای هواپیمابر خود را به کرهی جنوبی فرستاد و اعلام کرد که ناو یو.اس.اس. جورج واشنگتن برای انجام مانورهای مشترک به نیروهای دریایی کرهی جنوبی در غرب شبه جزیرهی کره میپیوندد.
وزارت امور خارجهی چین از سرگیری مذاکرات ششجانبه برای عاری سازی شبه جزیرهی کره از سلاح هستهای را خواستار شده و بر ضرورت حفظ ثبات در این شبه جزیره با هدف حفظ ثبات تمامی طرفها تاکید کرده است.
اما در این میان موضع آمریکا موضعی تند بود و طی آن باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، سئول را همپیمان واشنگتن از زمان جنگ کره معرفی کرد و بر قدرت آمریکا جهت پایبندی به دفاع از این کشور به عنوان بخشی از این ائتلاف تاکید کرد.
این همان چیزی است که آمریکا را به عنوان طرفی در بحران قرار داده است، آن هم پس از آن که به عنوان عضو مذاکرات شش جانبه برای حل بحران پیونگ یانگ و سئول از بیش از شش سال پیش میانجی حل بحران در شبه جزیره کره بود.
شکی نیست که غرب از حل و فصل بحران شبه جزیره کره به دلیل پافشاریاش بر ضرورت براندازی دولت پیونگ یانگ ناتوان شده است، به ویژه آن که دولت سابق آمریکا نیز کرهی شمالی را جزو محور شرارت دانسته و بر ضرورت به انزوا کشاندن آن تاکید کرد؛ هر چند که مجبور به عقبنشینی از این موضع و ورود به مذاکرات با این کشور برای حل و فصل بحران موشکی شد.
برخلاف موضع آمریکا، روسیه بر ایجاد روابط متوازن با دو کشور با تکیه بر ضرورت برقراری ثبات در منطقه و بیانیهی مشترک سال 1992 پیونگ یانگ و سئول در خصوص عاریسازی شبه جزیرهی کره از سلاح هستهای تاکید دارد.
اکنون اجماعی نسبی در این خصوص وجود دارد که به انزوا کشیدن کرهی شمالی و تحریک نظامی آن هرگز به حل و فصل بحران شبه جزیرهی کره منجر نمیشود و گشودن کانال مذاکرات تنها راه برای حل و فصل بحران این منطقه و عاریسازی آن از سلاح هستهای است.»
|