صفحه اول     درباره ما     تماس     پیوندها     RSS     نسخه موبایل   دوشنبه، 1 خرداد 1391 - 20:29   
  تازه ترین عناوین:پاسخ ایران به جوسازی‌ها عیله اوپک     چالش‌های رئیس جمهور آینده مصر      جنگ هسته‌ای،حاصل حمله به ایران و سوریه      بحث فیس‌‌بوکی فرزند احمدی‌نژاد با مخالفان مشایی      عجیب ترین ماده قانون انتخابات در جهان     اعضای العراقیه گروهک منافقین را بر مردم عراق ترجیح می دهند     3 وزیر مسلمان در کابینه فرانسوا اولاند     گفت و شنود کیهان درباره پدرنتانیاهو     پرونده لاکربی همچنان باز است     18 سند اثبات وجود بحران بانکی در منطقه یورو     تلاش غرب برای ایجاد " ناتوی عربی "      طرح جدید آمریکا و متحدانش علیه سوریه فاش شد     اعترافات جدید علیه الهاشمی / گرفتن پول برای انجام عملیات تروریستی     عناوین مهمترین اخبار جهان از شب گذشته تا کنون     هشدار حزب امت اسلامی به آل سعود/ آمریکا به همه مزدوران خود پشت می کند     صهیونیستها اعتراف کردند: ایرانی ها از برنامه هسته ای خود دست نمی کشند     عراق قدرتمندترین کشور عربی است/ نباید به متهم کشتار شیعیان پناه داد     ابوالفتوح بر نقش مردم تاکید کرد     عکس/‌شاخه‌شونه کشیدن‌کودکان‌برای‌سربازان      ۹ سال انتظار دختر فلسطینی برای دیدار پدر        
 
 آخرین عناوین
  پاسخ ایران به جوسازی‌ها عیله اوپک
  چالش‌های رئیس جمهور آینده مصر
  جنگ هسته‌ای،حاصل حمله به ایران و سوریه
  بحث فیس‌‌بوکی فرزند احمدی‌نژاد با مخالفان مشایی
  عجیب ترین ماده قانون انتخابات در جهان
  اعضای العراقیه گروهک منافقین را بر مردم عراق ترجیح می دهند
  3 وزیر مسلمان در کابینه فرانسوا اولاند
  گفت و شنود کیهان درباره پدرنتانیاهو
  پرونده لاکربی همچنان باز است
  18 سند اثبات وجود بحران بانکی در منطقه یورو
- اندازه متن: + -  کد خبر: 11427شنبه، 15 بهمن 1390 - 21:25
جهانی شدن، پیروزی تراژیک کاپیتالیسم بر رؤیای روشنگری
سوتک
  

به گزارش وبلاگستان ایران دیپلماتیک، محمد حسین بادامچی در وبلاگ سوتک نوشت:

آنتونی گیدنز جامعه­ شناس مشهور انگلیسی و تئوریسین حزب کارگر جدید انگلیس و رئیس سابق مدرسه اقتصادی لندن LSE در دغدغه­های متأخر خویش به مسأله «جهانی شدن» تعلق خاطر دارد. در کتاب «جهان رهاشده» که مجموعه سخنرانیهای او در حدود ده سال پیش است، او از نظریه­ی «جهانی شدن بازار و اقتصاد و پایان دولت-ملت» که متعلق به اندیشمند ژاپنی کنیچی اومای است، دفاع می­کند.

از نظر او بازار آزاد جهانی مرزهای ملی را در نوردیده و مناسبات اقتصاد آزاد میان شرکتهای تجاری بزرگ آنچنان فراگیر و جهانی گشته که تا چندی دیگر واحدی به نام دولت-ملت به عنوان بازیگر عمده جامعه جهانی وجود نخواهد داشت. گیدنز گرچه هنوز قدرت دولت-ملت را به واسطه توان سرزمینی، ارتشی و توان قانونی آن پررنگ می­داند اما در مجموع با نظریه اومای همدلی می­کند.

همانطور که بوضوح از این نظریه برمی­آید صحبت از حاکم شدن مطلق مناسبات «بازار آزاد» بر جهان است و بازیگری شرکتهای چندملیتی عظیم به جای دولتها.
حداقلی­ ترین نکته این فرآیند در هم شکستن هویتهای ملی و فرهنگهای محلی و جایگزین شدن خرده­فرهنگهای فردی، انتخابی و کالایی­شده به جای آنست. یعنی افراد به جای آنکه خود را درون یک کشور و با ملیتی خاص بشناسند به عنوان یک فرد آزاد درون سیستم اقتصادی و با علایق فرهنگی، اقتصادی ویژه خود، هرگونه که بخواهد هویت، شخصیت و سبک زندگی خویش را شکل خواهد داد. منتها تمرکز بحث من در اینجا این معضله هویتی و قضاوت درباره آن نیست.

مسأله ­ی اصلی من واکاوی پدیده­ای به اسم «سازمان یا بنگاه اقتصادی» است که به نظر می­رسد با سرعت رشد زیادی در حال توسعه قلمرو خویش در حیات بشری است. مسأله مورد نظر من تفکیک دو نوع نظام رفتاری و کنش انسانی است: «زندگی در جامعه» و «زندگی در سازمان اقتصادی»


به صورت تئوریک و در معنای مدرن آن «زندگی در جامعه» همان چیزی است که ایده­ی دموکراسی و جامعه مدنی اساساً معطوف به آنست. نظام کنش ما در «زندگی در جامعه» و قواعد، محدودیتها، و مطلوبیتهای این کنش بسته به نوع جامعه و تعریفی است که ما از جامعه، ارائه می­دهیم. این دقیقاً همان حوزه­ایست که به واسطه مطالبه اساسی «آزادی» در جهان مدرن، نقطه عزیمت مباحثات بسیاری در علوم اجتماعی و سیاسی بوده و مفاهیم مهمی چون «دموکراسی» و «جامعه مدنی» معطوف به آن مطرح گشته­اند. بطور خلاصه یک فرد مدرن در جوامع مدرن در «زندگی خود در جامعه» انتظار دارد که هرطور که می­خواهد بیندیشد، بپوشد، سخن بگوید، ارتباط بگیرد، معامله کند و .... از سوی دیگر نوع کنش در «زندگی در سازمان اقتصادی» اساساً متفاوت است. یک فرد مدرن در یک سازمان بوروکراتیک اقتصادی ملزم است که به تمام خواسته­های کارفرمای خویش گوش بسپارد، رفتارهای خود را بر اصول و آیین­نامه­های سازمان منطبق کند، وقت خویش را به تمامی در اختیار رؤسای خود قرار دهد و هرگز به امورات شخصی خود نپردازد و تا جای ممکن برای ارتقاء عملکرد خود در راستای مطالبات بالادستیهای خود بکوشد. در یک کلام «سلسله مراتب» و «رفتار تنظیم­شده» دو عنصر اساسی «زندگی در سازمان اقتصادی» است.

لابد به خوبی متوجه تفاوت در این دو نوع رفتارهای «موجه و مشروع» مدرن شده­اید. یکی نهایت بندگی و بردگی و وادادگی انسانی و دیگری نهایت بی­حد و مرزی و طلب آزادی و البته هر دو مطلوب دیدگاه مدرن. پیش از ادامه تحلیل بد نیست بپرسیم که اصولاً چه بخشی از یک زندگی معمولی درون یک بنگاه اقتصادی اتفاق می­افتد؟ اگر از آن دیدگاه تئوریک «دموکراسی و جامعه مدنی» فرود بیاییم و به عینیت جوامع نگاهی بیندازیم به خوبی مشهود است که ۱)محوریت اقتصاد در جامعه مدرن و ۲) گسترش طولی و عرضی شرکتهای تجاری فضایی بوجود آورده که بخش عمده­ای از زمان شهروند یک جامعه مدرن در بنگاه اقتصادی می­گذرد و باقی زمان او هم در خانه و نهایتاً قلمرو سومی فارغ از این دو که بشود نام جامعه یا حوزه عمومی برآن نهاد وجود ندارد. البته تطبیق این اوضاع بر کشور ما شاید همین حالا معنادار نباشد، چرا که هنوز بخش عمده­ای از اقتصاد ما سنتی و صنفی است و هنوز دولت و ادارات حجم بالایی از فضای جامعه را اشغال کرده­اند و عملاً افراد یا کارمند دولتند و یا فعال خرده­پای خدماتی و تجاری. با اینحال چشم­انداز جهانی شدن ادغام ایران را هم در اقتصاد جهانی اجتناب­ناپذیر می­داند.

امّا پرسش اصلی من اینست که چرا در جامعه دموکراتیکی که اینهمه بر آزادی در فکر و عمل تأکید می­گردد، یک نظام سلطه بوروکراتیک و تمامیت­طلب –که بخش عمده­ای از فضای اجتماعی یک جامعه توسعه یافته را اشغال می­کند- مشروعیت می­یابد؟ این دوگانگی در انتظارات و توقعات که عملاً دو جهان متفاوت، یکی آزاد و یکی سلطه­گر، را در حیات اجتماعی شهروند مدرن ایفا می­کند، چگونه قابل توجیه است؟

از سوی دیگر، علاوه بر این ارزشگذاری دوگانه در نوع کنش، تفاوتهای اساسی در نوع مدیریت، ساختار مدیران، نظام تصمیم­گیری، توزیع درآمد و موارد متعدد دیگری میان «زندگی در جامعه دموکراتیک» و «زندگی در سازمان اقتصادی» وجود دارد که پرسش فوق درباره آنها هم مطرح است. مثلاً اینکه چرا مدیران جامعه باید با انتخابات مردمی انتخاب شوند و مدیران اقتصادی از پیش مالکند و باقی مدیران منصوب آنها. یعنی عملاً نوعی امپراتوری یا سلطنت درون یک بنگاه اقتصادی حاکم است. یا دیگر اینکه دولت یا ریاست جامعه در قبال مردم مسئولیتهای متفاوتی چون آموزش و امنیت دارد، ولی ریاست سازمان اقتصادی هیچ مسئولیتی در این قبال حس نمی­کند و ...

سؤال اساسی اینجاست که چرا افراد در یک سازمان اقتصادی به راحتی می­پذیرند که یک آقا بالاسری دارند که تمام سخنانش حجت است و آنها مطیع اویند ولی در جامعه اینطور نیست؟ چرا یک فرد مدرن انتظار ندارد که ریاست یک سازمان اقتصادی بر اساس انتخابات و بصورت دموکراتیک انتخاب شود و همه رؤسا را به رسمیت می­شناسد ولی انتخابات آزاد برای انتخاب دولت و... برای او بسیار مهم است؟ از همه مهمتر چرا یک فرد مدرن در جامعه به دنبال یک زیست آزاد و دلبخواه است اما در محیط سازمان اقتصادی هرگز چنین انتظاری ندارد و به سرعت به وظایف ازپیش تعیین­شده­اش می­پردازد؟

پاسخ اینجاست که جامعه مدرن بنا به تاریخ، تفکر، جهان­بینی و ارزشهای خاص خود مسیری را پیموده که تمرکز فعالیت اجتماعی اکنون در شرکتهای خصوصی تجاری است. جامعه مدنی آدام اسمیتی که در واقع بنای جامعه بر بنیاد اقتصاد است، چنین اقتضا می­کند که عملاً نبض جامعه در بنگاه­های اقتصادی بتپد و جامعه تنها به یک بازار بزرگ مبدل گردد. اهمیت مباحث دموکراتیک و مطالبات روشنگرانه مدرن به اندازه رفتارهای حاشیه­ای افراد در صحن بازار است و به مناسبات درون مغازه­ها توجهی ندارد. حتی اگر بدبینانه بنگریم می­توان چنین گفت که همه مباحثی که درباره آزادی اجتماعی دموکراتیک افراد مطرح می­گردد، تنها حربه­ای برای مصرف­گرایی حداکثری افراد است تا با فراغ بال آن چند درصد زمان خارج از مشغولیت اقتصادیشان را در خانه و آخر هفته، بدون دغدغه خاطر، به ولخرجی و مصرف معطوف شود.

به همین دلیل است که در جامعه مدرن فاشیسم امکان ظهور می­یابد. فاشیسم در واقع گسترش منطق سازمان اقتصادی به کل جامعه است: تبدیل جامعه به یک ماشین اجتماعی بزرگ که می­توان با سلسله مراتب و قواعد منظم آنرا معطوف به اهداف و آرمانهای ملی برنامه­ریزی کرد. جالب اینجاست که هیتلر هم از انتخابات سربرآورد و در واقع نماد آرمانهای ملت آلمان بود. به همین دلیل است که روشنفکران دست­راستی و لیبرال مدرن تلاش می­کنند که فضای عمومی جامعه را به خوبی با مباحث دموکراتیک و آزادی­خواهانه زینت دهند و معضلات برآمده از یک جامعه رخوت­زده بی تحرک را به درون بنگاه­های اقتصادی عقب بزنند. لب کلام اینکه جامعه­ای که شهروندانش به دنبال خوش­گذرانی و آزادی و رفتار دلبخواهی باشند تحرک نخواهد داشت و بلافاصله سقوط می­کند. هر جامعه­ای نیاز به تحرکِ معطوف به پیشرفت و اهداف عالیه دارد، امّا در جامعه مدرن این نه فرد است که واحد فعال کنش است و نه جامعه، بلکه سازمان اقتصادی است و اوست که محل انباشت ارزشها و بیشنها و مناسبات اساسی اجتماع مدرن است.

اما نتیجه­گیری نهایی: گیدنز می­گوید زمان پایان دولت-ملت­ها فرا رسیده و اینک دوره فعالیت بلامنازع سازمانهای اقتصادی در عرصه جهانی است، تا جاییکه دیگر با شهرهای متعلق به سازمانها با هزاران کارمند و کارگر روبرو خواهیم گشت، گو اینکه همین امروز هم درآمد بسیاری از کمپانیهای عظیم چندین برابر بسیاری از کشورهای دنیاست. این وضعیت نوید حداکثر ادغام حیات بشری در «حیات سازمانی» است.

با قدرت گرفتن شرکتهای بزرگ چندملیتی عملاً حوزه عمومی اجتماعی کاملاً از میان خواهد رفت و نوعی بازگشت ارتجاعی به دوره فئودالیسم در قالب شرکتهای چندملیتی بزرگ و درون آنها اتفاق خواهد افتاد. رییس کمپانی خان بزرگی خواهد بود که همه افراد بخشی از مایملک اویند و او صاحب جان و مال و وقت و فکر و بیشنها و ارزشهای آنها. هر زمان که از آنها ناراضی باشد آنها را اخراج خواهد کرد تا از فقر و بیچارگی نابود گردد.

همه افراد بردگان اویند که روی زمینهای او (بخوانید پروژه­ها و دارایی­های او) کار می­کنند و از هیچ حقی نسبت به این سلسله مراتب سلطه­گر برخوردار نخواهد بود جز یک حق لازم و آن مصرف، مصرف و مصرف بیشتر! مردمان باید مثل سگ کار کنند و مثل خوک بخورند و بیامیزند تا چرخه نظام سرمایه­داری به حرکت منحوس خویش ادامه دهد... اینچنین است که فکر می­کنم لازم است که کسی ۱۹۸۴، ضدآرمانشهر سوسیالیستی اورول را بازنویسی کند: تصویری از رؤیای فروریخته روشنگری و آزادی انسانها در تنازع امپراتوریهای غول­پیکر اربابان سرمایه ­دار....

   
  

اضافه نمودن به:              

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
 کد امنیتی:
 
 تبلیغات
 
 پربیننده ترین عناوین
  میز شام اوباما، محلی برای پرداختن به مذاکرات با ایران
  افشای مفاد پیشنهاد هسته‌ای آمریکا به ایران
  دلایل تنش پوتین با آمریکا چیست؟
  مدودف:دخالت غرب در سوریه و ایران می تواند به جنگ اتمی منجر شود
  ایران و مهم ترین نشست سران عرب منطقه خلیج فارس
  جزئیات نشست پرحاشیه در منزل صدر/ روند سیاسی عراق در بن بست خطرناک
  تبادل ‌تظاهرات ‌بین ‌باکو ‌و ‌تهران
  اوضاع بازارها بعد از مذاکرات بغداد
  روایت نیویورک‌تایمز از کاهش مشروط تحریم‌ها علیه ایران
  تلاش شورای همکاری خلیج فارس برای دستیابی به تسلیحات هسته ای
  بحران سوریه؛ نگاهی از درون
  اوباما:تغییرات در سوریه شامل بشار اسد هم می شود
  تیر زهرآگین کنگره امریکا به مذاکرات بغداد
  اوباما : امیدوارم مساله هسته ای با احترام به حاکمیت ملی ایران پایان یابد
  راه پیمائی فرمایشی آل خلیفه برای مشروعیت بخشیدن به اتحاد با عربستان
  لایحه "زور علیه ایران" یا "شکاف داخلی در آمریکا"؟!
  درخواست پناهندگی فرمانده منافقین
  عکس های کمتر دیده شده از اوباما
  سلفی های مصر اظهارات حافظ منافع ایران را تکذیب کردند: با تهران روابطی نداریم
  دبکا مدعی شد: توافق 8 ماده ای ایران و آمریکا
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  RSS ::  نسخه تلکس
© ایران دیپلماتیک 90-1389
info@irdiplomatic.com
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا
Rome 2012 - 2nd Round: Richard Gasquet (FRA) 2-0 Paolo Lorenzi (ITA)