بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی بار دیگر به تهران آمده اند تا ایرانیان نشان دهند، همچنان بیش از هر مردم دیگری در جهان به شفافیت هسته ای - در گفتار و کردار- پایبندند و از اعماق جان، این سخن دیرینه را باور دارند که آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است.
این سفر گروه بازرسان آژانس اتمی به سرپرستی هرمان ناکارتس، معاون مدیر کل در امور پادمان ها ، درپی دو بار نامه نگاری و دعوت رسمی جمهوری اسلامی از دیده بان هسته ای در تاریخ های نهم دسامبر و چهاردهم دسامبر(18 و 23 آذر ماه)، انجام شده است تا به گفته علی اصغر سلطانیه، نماینده ایران در وین، در راستای تعهدات دو طرف، هرگونه ابهامی را در روند همکاری ها برطرف کند اما واقعیت این است که چیرگی نگاه سیاسی و غیرفنی در این نهاد تخصصی درخصوص برنامه هسته ای ایران موجب افزایش نگرانی ها در نزد ایرانیان شده است.
* از دبیرخانه تا اتاق معاونت
هرچند پیشینه نشت اطلاعات هسته ای طبقه بندی شده ایران از دبیرخانه و بخش پادمان آژانس به سازمان های جاسوسی غربی و برخی رسانه ها به سال 1387 خورشیدی و زمان مدیرکلی محمد البرادعی بازمی گردد که در همان زمان اعتراض رسمی ایران را نیز در شورای حکام برانگیخت، اما این روند انحرافی در زمان مدیرکلی یوکیو آمانو به شکل شگفت انگیزی تشدید شد.
اگر تا پیش از آن، تنها چند تن از کارمندان دبیرخانه آژانس در تیررس اتهام بودند، این بار هاینونن، معاون وقت امور پادمان ها و نفر دوم دیده بان هسته ای سازمان ملل بصورت رسمی وارد مناقشه جنجالی لپ تاپ ادعایی که پیشینه آن به سال 2004 بازمی گشت، شد تا در سطحی بالا به این بحث مجعول، مشروعیت ببخشد.
با پایان کارهاینونن در آژانس و جانشینی هرمان ناکارتس در جایگاه معاونت امور پادمان ها، گزارش هایی در رسانه ها منشر شدند، مبنی بر این که دو کارمند مرتبط با سرویس های اطلاعاتی امریکا و انگلیس نقش اصلی را در تدوین گزارش های دوره ای مدیر کل- آمانو- درباره ایران بر عهده گرفته اند.
* گفت هر سه نفرشان!
یکی از این دو تن، یک دیپلمات انگلیسی با نام گراهام اندرو است که با سمت مشاور مدیرکل فعالیت می کند. وی پیش از این همکار جان ساورز در وزارت خارجه انگلیس بوده است. فرد دوم نیز لری جانسون، سمت مدیر کل حقوقی آژانس را بر عهده دارد. جانسون ارتباط های نه چندان پنهانی با گری سیمور، مشاور امور خلع سلاح باراک اوباما و لئون پانتا رییس سیا دارد. گویا همچنین این دو با هاتچینسون بازرس سابق آژانس که به دلیل ارتکاب تخلفات پی درپی از ایران اخراج شد و اکنون در دبیرخانه آژانس مشغول کار است، ارتباطات تنگاتنگی دارند.
همچنین از نفر سومی هم سخن به میان آمده است. فردی به نام فردریک کلود، عضو سرویس اطلاعاتی فرانسه که پیش از این، مسوول بخش عکس های ماهواره ای در آژانس بود و اکنون مشاور آمانوست. کلود چند سال پیش به همراه اولی هاینونن عکس هایی را به تهران آورد و درخواست بازدید از پارچین را کرد. ایران به بازرسان آژانس اجازه داد از هر نقطه پارچین که می خواهند بازدید و نمونه گیری کنند و نتیجه آن بازدید این شد که آنچه آقای کلود مخزن فلزی ساخت بمب می نامید توالت های فلزی در پارچین بودند و نیز نمونه گیری ها وجود هیچ فعالیت هسته ای را در پارچین نشان نداد و به همین علت، آژانس در آن زمان پرونده پارچین را مختومه اعلام کرد.
با این همه، حتی اگر نخواهیم تمامی این مفروضات را بپذیریم، این که شخص آمانو آشکارا سنگ بنای گزارش اخیر خود را درباره ایران، بر پایه مطالعات ادعایی آمریکا بنا نهاد - رویکردی که البرادعی از آن پرهیز داشت-، بیانگر این واقعیت است که آژانس اتمی درخصوص برنامه هسته ای ایران رویکردی به تمامی سیاسی را- آن هم با دستمایه قرار دادن فرضیه سازی های مغرضانه پنتاگون و سازمان سیا- درپیش گرفته است.
* پیوست 12 صفحه ای
در راستای این رویکرد، آمانو به آخرین گزارشش در سال 2011 درباره برنامه هستهیی ایران، پیوست 12 صفحه ای افزود که به آن چه ابعاد نظامی برنامه هستهیی ایران خوانده می شد، می پرداخت.انتشار آن ضمیمه با اعتراض شدید ایران، روسیه و چین روبهرو شد.
در آن پیوست، تمامی ادعاهای ده سال اخیر محافل سیاسی و رسانه ای غربی و اسراییلی علیه برنامه هسته ای صلح آمیز ایران بصورت یکجا گردآوری و بازخوانی شده بود و مجموع گزارش و پیوست، متنی دو پهلو و مبهم را - به لحاظ حقوقی- به مخاطب ارایه می داد، به گونه ای که خواننده نمی توانست میان وظایف قانونی ایران در قبال آژانس و توقعات فراقانونی قدرت های بزرگ که در قالب قطعنامه های شورای امنیت بیان شده اند، تفکیک و تمایز پدید آورد.
در سال 2007، به موجب مدالیته یا چارچوب توافقشده با محمد البرادعی، مدیرکل وقت آژانس، شش موضوع آزمایشات پلوتونیوم، سانتریفوژهای پی یک و پی دو، منشاء آلودگی، سند اورانیوم فلزی، پلونیوم 110 و معدن گچین حل و فصل شد و ایران در این شش بحث از آژانس گواهی گرفت.
در آن زمان سفیران آمریکا، انگلیس، فرانسه و ژاپن به البرادعی اعتراض کردند که حق ندارد مدالیتی را با ایران خاتمه یافته بداند. سفیر ژاپن در آن سال کسی نبود جز آقای آمانو.
تهران در آن سال همچنین درخصوص مطالعات ادعایی یا به اصطلاح ادعاهای مطرحشده در لپتاپ ادعایی آمریکا خاطرنشان کرد که حاضر است درصورت تحویل اصل مدارک، ارزیابی خود را ارایه دهد. البرادعی نیز در گزارش خود اعلام کرد که اگر آمریکا ادعایی علیه ایران دارد چرا اجازه نمی دهد، مدارک آن ادعا تحویل تهران شود؟
هرچند آژانس در آن زمان اصل مدارک را تحویل نداد، اما ایران به موجب توافقنامه 2007 ، تعهداتش را انجام داد و در 117صفحه گزارش مستند ثابت کرد، ادعاهای مطرحشده درخصوص ابعاد نظامی برنامه هستهای ایران ساختگی است.
* چشم و گوش دشمن در تاسیسات دفاعی ؟!
دراین میان، همسویی آمانو با آمریکا به دایره گسترده تری کشیده شده است و به نگرانی های ایران دامن زده است.
از زمره این نگرانی ها خواسته بازرسان برای بازدید از تاسیسات نظامی است، خواسته ای که با منافع ملی ایرانیان گره خورده است و از سویی، در چارچوب وظایف ذاتی آژانس ارزیابی نمی شود.
چندی پیش، گاردین در این باره نوشت: رافائل گروسی، دستیار آمانو که به همراه ناکارتس به تهران آمده است ـ به نشریه آرژانتینی بوینس آیرس گفته است: در سفر ۲۸ ژانویه، ما به دنبال نقشه راهی هستیم تا درباره جنبه نظامی(!) فعالیتهای هستهای ایران گفتوگو کنیم.
این خواسته غیرمنطقی، آن زمان برای منافع ملی ایرانیان پرهزینه تر ارزیابی می شود که پیامدهای خطرناک حضور چشم و گوش های دشمن را در مراکز نظامی کشور در نظر بیاوریم.
خاصه این که حضور جاسوسان در تیم بازرسان آژانس اتمی، بحث دارای پیشینه ای است. هانس بلیکس، مدیرکل وقت آژانس اتمی درجریان بازرسی ها از عراق - زمان صدام- سال ها پس از پایان ماموریتش و درپی سرنگونی دیکتاتور عراق، از این واقعیت پرده برداشت که جورج تنت - رییس وقت سازمان سیا- فردی به نام دیوید کی را که بازرس ارشد تسلیحاتی سازمان ملل در عراق در سال 1991 بود، استخدام کرد تا هدایت تیم جدید بازرسان را برعهده گیرد.
پروفسور بلیکس حتی در کتابش فاش کرد که دیوید کی با نام مستعار شنبه با سازمان سیا در تماس بوده است. هرچند تنها چیزی که دیوید کی کشف نکرد، ذخایر سلاحهای کشتار جمعی بود که همه انتظار داشتند، کشف شود!
* طعمه یا هدف؟!
خواسته غیرمنطقی دیگر بازرسان آژانس که بی تردید با واکنش تند تهران روبرو خواهد شد، بحث گفتگو با دانشمندان هسته ای ایرانی است.
ظاهر این خواسته، واکاوی چند و چون برنامه هسته ای ایران است اما باطن آن که بصورت جدی در دستور کار سازمان های جاسوسی غربی و اسراییلی است، دو هدف را دنبال می کند و آن چیزی نیست، جز شناسایی طعمه و هدف.
طعمه به معنای آن است که آیا در میان دانشمندان می توان به موردی برخورد که بشود در گذر زمان با وی ارتباط گرفت و او را خرید؟ و هدف نیز یعنی شناخت نمونه های سرسخت و جدی در دفاع از برنامه هسته ای ایران و دادن گرای آنها به مزدوران موساد و سیا تا شکار و حذف فیزیکی شوند.
شهید احمدی روشن، چهارمین دانشمند و کارشناس هسته ای ایران معاونت بازرگانی سایت نطنز را برعهده داشت که پس از شهادتش فاش شد، بازرسان آژانس پیشتر با او دیدار کرده بودند. نام سه دانشمندان هسته ای دیگر نیز در فهرست تحریم شورای امنیت بود و یا در پروژه بین المللی سزامی به چشم می خورد.
* سفر دوم
با این همه، سفر جاری هرمان ناکارتس معاون مدیر کل آژانس، دومین سفر او به تهران است. ناکارتس در اواخر مرداد 1390 -اوت 2011- به همراه یک تیم از بازرسان، برای پنج روز در ایران بود و در این مدت از همه تاسیسات هسته ای که مایل به دیدن آنها بود، بازدید کرد.
بنابر گزارش های موجود، ناکارتس در آن سفر از نطنز، فردو، اصفهان (تاسیسات تبدیل و تاسیسات تولید سوخت 20 درصد)، نیروگاه بوشهر، راکتور آب سنگین اراک، تاسیسات تولید آب سنگین اراک و همچنین تاسیسات تولید قطعات و مونتاژ ماشین های سانتریفیوژ در نطنز بازدید کرد. بازدیدی بی سابقه که نشان دهنده «صداقت و شفافیت صد درصدی» ایران بود.
بی تردید در این سفر نیز او و همکارانش با سر سوزنی مانع و مشکل درخصوص انجام وظایف قانونی و پادمانی شان روبرو نخواهند شد زیرا که رویکرد جمهوری اسلامی بر مبنای شفافیت هسته ای تعریف شده است.
خواسته مناقشه آمیز و جنجالی آنها بی گمان پی گیری موضوع مطالعات ادعایی خواهد بود که ایران بارها توضیحات خود را دراین باره ارایه داده است.
* ادعای 20 ساله!
با این وجود، علی اکبر صالحی، وزیر خارجه ایران در سفر تیر 1390 به وین به یوکیا آمانو مدیر کل آژانس پیشنهاد کرد، اگر آژانس مدالیته اوت 2007 را کامل اعلام کند، آنگاه ایران آماده خواهد بود، وارد مذاکره برای تدوین مدالیته جدیدی در مورد مطالعات ادعایی بشود.
اما آیا مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی که این روزها آمریکا و دو سه کشور خاص، او و نهاد متبوعش را در مشت گرفته اند، اهمیت پیشنهاد سخاوتمندانه ایران را درک خواهند کرد؟
گمانه واقع بینانه ای پیرامون این پرسش وجود دارد که می گوید، متاسفانه چنین اراده ای در نزد آقای آمانو وجود ندارد زیرا از اساس، قرار نبوده است او عنصری مستقل باشد و یا حتی گاه و بی گاه مانند البرادعی رفتارهای تا اندازه ای مستقل درخصوص برنامه ایران از خود بروز دهد.
چندی پیش سیمور هرش، روزنامه نگار آمریکایی در گفتگو با بی بی سی، با بیان این که از سال 2003 به این سو، هیچ شاهد محکمی در تایید نظامی بودن برنامه هستهای ایران رو نشده است، گفت: به موجب اسنادی که جولیان آسانژ و تیم او در ویکی لیکس منتشر کردهاند، ما میدانیم آقای آمانو که با حمایت آمریکا انتخاب شد، از آنها تشکر کرد و گفت که بر خلاف آقای البرادعی، من با شما در مورد ایران همسو هستم.
در حقیقت، خارج شدن آمانو از چارچوب تعریف شده آمریکایی ها به معنای حذف بهانه جویی ها علیه برنامه هسته ای ایرانیان خواهد بود و این چیزی نیست که تندروها در غرب می خواهند، زیرا درآنصورت آنها دیگر نمی توانند، بر طبل دستیابی ایران به بمب اتم بکوبند؛ ادعایی که از سال 1992 میلادی تاکنون آن را همواره تکرار کرده اند. |